امروز به این کافه برای جشن تولد دوستم رفتم، سالاد مرغ سفارش دادیم زمان اماده سازی خیلی طول کشید نون استیکی که کنار سالاد بود به شدت خشک بود و نمیشد بودن این که پودر بشن میلشون کرد، کاپوچینو ای که سفارش دادیم مزه جالبی نداشت و انگار سوخته بود
راستش من قبلا این کافه اومدن بودم و کاملا همه چی خوب بود واسه همین برای بار دوم پیشنهاد دادم به دوستام و راستش خجالت زده شدم که اینجا رو معرفی کردم
ولی فضا خیلی زیبا هست، انگار توی خونه قدیمی در تهران هستین اگه فضا براتون مهمه و میخواید عکس بگیرید جای جالبیه ولی بذای صرف وعده پیشنهاد نمیدم
اگر علاقه مند به کافه هایی هستید که در خانه های قدیمی قرار گرفته اند، این کافه کافه خوبی است. واقع در مرکز شهر که می توانید در فضای باز در حیاط یا داخل ساختمان بنشینید. شام خوشمزه بود و کارکنان خوب بودند (به هر حال می تواند زیباتر باشد). بشقاب گوشت، بشقاب مرغ، سیب زمینی سرخ کرده و سالاد سفارش دادیم. تنها نقطه ضعف سیستم روشنایی ضعیف در حیاط بود که باعث شد چراغ قوه تلفن همراه را روشن کنیم تا بشقاب خود را ببینیم، اگرچه یک شمع در دسترس بود که کافی نبود. دفعه بعد برای صبحانه می رویم زیرا انتخاب ها بسیار خوشمزه به نظر می رسند. چای نیز باورنکردنی بود که مناسب نام کافه، به خصوص چای پروگ است
من اول تو حیاط کافه نشستم، خیلی قشنگ بود ولی چون میز کنارم سیگار می کشید، رفتم فضای داخلی ساختمون تو فضای داخلی، چیزی که توجه و تعجب رو جلب کرد این بود که چند تا مگس در حال پرواز بودن وسط سالن، موضوع دیگه این بود. که یه شربت زعفران و بهارنارنج سفارش دادم و به آقایی که سفارش می گرفتم گفتم آیا این نوشیدنی سیروپ داره؟ گفت بله، سیروپ شکر داره، منم گفتم برا من کم باشه لطفا، ایشون رفت و دو دقیقه بعد از آشپزخونه صدای یه خانمی با لحن تمسخرآمیزی اومد که "میگه کم شکرتر"؟ و همکارش گفت کم شیرین تر آقای منظورش بود، دوباره یکی گفت سیروپ کمتر بریز، دوباره همون خانم با کشیده ادا کلمات گفت: "آخه شربت زعفران کم شکرتر؟" و حدود 5 دقیقه داشتن این موضوع رو مسخره می کنم، البته نمی دونم موضوع تمسخرشون من (مشتری) بودم، یا اون همکارشون که سفارش می گرفت که از قضا پسر جوان محجوبی بود. ولی در هر صورت، چه مسئله توهین به همکارشون بود، چه بی ادبی به مشتری، از این بی احترامی خیلی معذب شدم، در حالی که خانم برا سرو غذا هم یه، بدون اینکه به من حتی نگا کنه، یا کلمه ای مثل بفرمایید یا چیز مشابهی. بگه، یه دستی و یه وری بشقاب رو گذاشت جلوم، غذا هم بشقاب گوشت بود که تعریفی نداشت ولی از توصیف غذا می گذرم اینجا، چون فضای غیرمحترمانه بیشتر ناراحتم کرد تا موضوع غذا، یعنی یه ساختمون قدیمی و قشنگ و یه حیاط دلباز و باصفا. رو آدمایی که نمیدونم به چه دلیل امر برشون مشتبه شده که بی ادبانه رفتار کنن، به یه محیط مسموم تبدیل کردن. حالا من با ادبیات کافه آشنام چون خیلی زیاد می رم کافه و کافه های متنوع هم می رم، ولی اگه کسی به جای اون بگه سیروپ نوشیدنی کم باشه، بگه شکری کم باشه، انقد باید مسخره ش کرد؟ با این لحن و این شدت و حدت؟ اصلا مدیریت مداری و اینا به کنار، رفتار انسانی اینطوره؟ از انصاف هم دور نشم باید این نکته رو بگم که هم پسر مهماندار(ویتر) و هم خانم صندوق دار، خیلی مودب بودن و موقع حساب کردن خلقم عوض شد با برخورد خوب خانم صندوق دار باش. و البته دیگه هیچ وقت چای کافه نمی رم.
4 نفر بودیم بعد از سفارش 4 چایی یک پاستا و دو ظرف سالاد. سر یکساعت و نیم تذکر دادن سر دوساعت باید ترک کنین. ما خواستیم یک سفارش دیگه بدیم که گفتن سفارش یک غذا نمی گیریم و باید میز رو ترک کنین. نور محیط در حد تاریکی مطلق و افتضاح. تنها نکته مثبتش طعم سالاد بود. در کل پیشنهاد نمی کنم.